أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

167

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ابو سعيد خدرى گفت كه : جماعتى منافقان در عهد رسول عليه السّلام گفتندى : يا رسول اللّه اگر غزائى باشد ما با تو بيائيم ، چون غزائى پديد آمدى تخلّف كردندى و باز استادندى از رسول ؛ و بدان تخلّف شاد بودندى ، چنان كه خداى از ايشان باز گفت : [ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ ] چون رسول باز آمدى عذر آوردندى و تعلّل كردندى كه : ما را مانع فلان چيز آمد چنان كه حق تعالى باز گفت « يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ » الآية ، آنگه با اين همه خواستندى كه ايشان را همچنان حمد و ثنا گويند كه مجاهدان را كه بجهاد حاضر بودند ، خداى تعالى در حقّ ايشان اين آيت فرستاد و چون بخطاب خوانند « 1 » خطاب پيغمبر را بود و معنى اين باشد كه مپندار اى محمّد كه ايشان را از عذاب نجاتى بود و اگر بيا خوانند غايب را باشد معنى اين باشد كه مپندارند آنكسانى كه شادند به آنچه ميكنند چون منافقان كه تخلّف و تأخّر ميكنند « 2 » و بدان شاد مىشوند « 3 » و دوست ميدارند كه ايشان را به آنچه نكرده باشند مدح گويند مپندارند كه ايشان را از عذاب نجاتى خواهد بود آنگه حقّ تعالى گفت كه : ملك آسمان و زمين خداى راست و او بر همه چيزى قادر است . وجه اتّصال آيت بآيت مقدّم آنست كه اين آيات كه رفت جمله در حقّ جهودان است و اقوال و احوال ايشان و آنكه گفتند كه : « انّ اللّه فقير و نحن أغنياء » خداى تعالى به اين آيت ردّ كرد بر ايشان و گفت : آنكه مالك آسمان و زمين باشد و هر چه در وجود است همه ملك و ملك « 4 » او باشد و او بر همه چيزى قادر باشد چگونه گويند او را كه : او درويش است و ما توانگر ، آنگه حقّ تعالى گفت كه : اينهمه كه آمد بر اينان كه كافران و جهودان‌اند از آن آمد كه ايشان انديشه نكردند و تأمّل و تفكّر را كار نبستند . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 190 ] إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ ( 190 )

--> ( 1 ) - يعنى : « و لا تحسبن » ( بتاء دو نقطهء فوقانى ) بصيغهء مفرد مذكر مخاطب . ( 2 ) - در نسخهء قديمى و غالب ساير نسخ : « ميكردند » . ( 3 ) - در نسخهء قديمى و غالب نسخ ديگر : « مىشدند » . ( 4 ) - كذا مكررا در نسخهء قديمى و غالب نسخ و در همين مورد از تفسير ابو الفتوح نيز ( جلد 1 چاپ اول ؛ صفحهء 404 ؛ سطر 17 ) .